|
بچه های عمران 88.5 دانشگاه ولی عصر رفسنجان | ||
|
بله همگی ما می دانیم که اینشتین این فرمول (2mc=e) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیزهای کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم. پس خودتان را با مرور این هشت مورد شگفت زده کنید! ادامه مطلب طبقه بندی: داستان کوتاه، [ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 04:53 ب.ظ ] [ فرامرز حسنی نژاد ]
ماجرایی آموزنده : هیج مانعی در دنیا وجود ندارد! پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک ادامه مطلب طبقه بندی: داستان کوتاه، متفرقه، زنگ تفریح، [ دوشنبه 9 آبان 1390 ] [ 10:12 ق.ظ ] [ حسن دهشیری پاریزی ]
![]() خوشبختی را کجا میتوان یافت با خود فکر می کرد .. و یا فکر او را .. ادامه مطلب طبقه بندی: متفرقه، داستان کوتاه، دلنوشته ها، زنگ تفریح، ادامه ی نصایح لقمان رو با هم ببینیم ، امیدوارم قسمت اولش جالب بوده باشه ادامه مطلب طبقه بندی: داستان کوتاه، متفرقه، جملات زیبا، خنده بازار، [ پنجشنبه 5 آبان 1390 ] [ 12:21 ق.ظ ] [ فرامرز حسنی نژاد ]
لقمان حکیم، غلام سیاهی بود که در سرزمین سودان چشم به جهان گشود. گرچه او چهره ای سیاه و نازیبا داشت، ولی از دلی روشن، فکری باز و ایمانی استوار برخوردار بود. او که در آغاز جوانی برده ای مملوک بود، به دلیل نبوغ عجیب و حکمت وسیعش آزاد شد و هر روز مقامش اوج گرفت تا شهره ی آفاق شد. او مردی امین بود، چشم از حرام فرو می بست، از ادای حرف ناسزا و بی مورد پرهیز می کرد و هیچگاه دامن خود را به گناه نیالود و همواره در امور زندگی شرط عفت و اخلاص را رعایت می کرد. بیشتر وقت خود را در همنشینی با فقها و دانشمندان و پادشاهان می گذراند و مسئولیت خطیر آنها را گوشزد می کرد و آنها را از کبر و غرور برحذر می داشت و خود نیز از احوال ایشان عبرت می گرفت و در این میان فرزند برومند لقمان که نظر پدر را به خود معطوف داشته بود، بیشتر مورد خطاب او قرار می گرفت. هرچند نصایح لقمان بیشتر جنبه عمومی داشت و سعی لقمان بر این بود که در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد ... ادامه مطلب طبقه بندی: داستان کوتاه، متفرقه، خنده بازار، جملات زیبا، [ پنجشنبه 28 مهر 1390 ] [ 05:11 ب.ظ ] [ فرامرز حسنی نژاد ]
همه ما سعی میکنیم که از افراد بزرگ درس زندگی بگیریم و دوست داریم رمز و راز موفقیت آنها را بدانیم. اما فراموش میکنیم که گاهی بزرگترین درسهای زندگی از کوچکترین موجودات کنار ما گرفته میشوند. مثلاً مورچهها را در نظر بگیرید. آیا باور میکنید که این موجودات کوچک میتوانند به ما یاد بدهند که چطور باید زندگی بهتری داشته باشیم؟ از رفتار مورچهها میتوانیم چهار درس مهم بگیریم که به ما برای داشتن زندگی بهتر کمک میکنند.
ادامه مطلب رو بخونین طبقه بندی: داستان کوتاه، متفرقه، جملات زیبا، دلنوشته ها، زنگ تفریح، [ جمعه 25 شهریور 1390 ] [ 03:16 ب.ظ ] [ فرامرز حسنی نژاد ]
روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می كرد كه زیبا ترین قلب را درتمام آن منطقه دارد. ادامه مطلب طبقه بندی: داستان کوتاه، [ دوشنبه 24 مرداد 1390 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ حسن دهشیری پاریزی ]
[ جمعه 21 مرداد 1390 ] [ 10:00 ق.ظ ] [ سید بهنام غفوری ]
ساعت 3 شب بود كه صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار كردی؟مادر گفت:25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار كردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارك. پسر از اینكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت ولی مادر دیگر در این دنیا نبود .... خدایا مادرم بهترین لحظه های عمرشو پای من صرف کرد پس بهترین چیزای دنیا روبهش بده طبقه بندی: داستان کوتاه، [ چهارشنبه 19 مرداد 1390 ] [ 02:13 ق.ظ ] [ سید بهنام غفوری ]
پیرمردبه من نگاه کردوپرسید ادامه مطلب طبقه بندی: داستان کوتاه، [ چهارشنبه 19 مرداد 1390 ] [ 12:20 ق.ظ ] [ حسن دهشیری پاریزی ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||